HamTaraneh هم ترانه

وبلاگي براي گروه ترانه ها

« بی تو مهتاب شبی | Main | مجموعه اس ام اس 1 »

فقیر و ثروتمند

روزی مرد ثروتمندی دست پسرش را گرفت تا با سفر به اطراف محلات فقیر نشین -
شهر و روستا، او را با معنای فقر آشنا سازد. آن ها یک شبانه روز در مزرعه خانواده -
فقیری ماندند و بعد به منزل مجلل خود بازگشتند. پس از این سفر کوتاه، پدر از
پسرش پرسید: سفر چطور بود پسرم؟
پسر گفت: خیلی خوب بود پدر!
پدر پرسید: پسرم، دیدی مردم فقیر چگونه زندگی می کنند؟
پسر گفت: بله پدر جان!
پدر گفت: چه یاد گرفتی؟
پسر پاسخ داد: ما یک سگ بزرگ در منزل داریم ولی آن ها ۴ تا داشتند. ما یک استخر
داریم که تا وسط باغ بیشتر درازا نداردولی آن ها یک جوی داشتند که انتها نداشت،
ما برای روشن کردن باغ از لامپ استفاده می کنیم اما آن ها ستاره های آسمان را
داشتند، گلخانه ی ما فقط تا حیاط جلویی می رسد اما آن ها تا چشم کار می کند
مزرعه و باغ سبز داشتند.
وقتی پسر کوچک حرفش تمام شد، پدر چیزی برای گفتن نداشت.
پسر اضافه کرد: راستی پدر از این که به من نشان دادی ما چقدر فقیریم ممنونم و
امیدوارم به خاطر فقرمان زیاد غصه نخوری!

 

پاورقی

این صفحه شامل یک مطلب از این بلاگ است ارسال شده در September 8, 2007 9:49 PM.

مطلب قبل از این مطلب در این وبلاگ: بی تو مهتاب شبی.

مطلب بعد از این مطلب در این وبلاگ:  مجموعه اس ام اس 1.

جهت مطالب بیشتر رجوع کنید به صفحه اصلی یا در جستجو کنید در آرشیو.

جستجو


لینکدونی

Powered by
Movable Type 3.33